ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

412

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

بهم رسانيدند و تيمور خود را بچنگيز و مغولان بسته كه شرافتى از آن راه بهم رساند ، ديگران هم سعى كرده‌اند كه خود را از نژاد اين دو پادشاه بدانند ، ليكن شكى نيست كه ازبكان و تركمانان برزخى و حد فاصلى بين ترك و مغول و شايد مخلوطى از هر دو نژاد باشند ، اما طوايف ديگر را مطلقا مغول نمىتوان دانست . و بالاخره ، تركان در همين حدودها ساكن بودند تا در آغاز قرن هشتم هجرى طايفهء سلاوها پيدا شدند و آنها هماره طوايف اطراف خود را از چهار سوى دور كرده و بر زمين‌هاى خود وسعت مىدادند ، و از آن جمله اين تركان غربى را از جايگاه خود راندند ، و آنها دو راه براى بيرون رفتن از آن سرزمين بيشتر نداشتند ، يكى اينكه از كوه‌هاى قفقاز بگذرند و بجنوب آن يعنى بشمال غربى ايران آن روز پناه ببرند . ديگر آنكه در سواحل درياى سياه پراكنده بشوند و همين كار را هم كردند ، و در نتيجه در قرن هشتم و نهم چهارده سلسله از نژاد ترك در آناطولى و تركيه و سوريه و كريمه و غازان و عراق و آذربايجان و مازندران تشكيل شد ، و سه شعبه از آن‌ها كه قاجار و افشار و بيات باشند ، دور شيخ صفى الدّين اردبيلى را گرفته و از مريدان وى گرديدند . و مختصر در ( ص 19 ) فرمايد : پس از مدتى از آنجا بشام رفته و بعد بايران آمده و صفويه آن‌ها را بمازندران و گرگان و مركز ايران جاى دادند ، و مخصوصا شاه‌عباس طايفهء قاجار را در سال ( 995 يا 996 ) بسه قسمت كرده ، و يكى را در مرو در برابر ازبكان واداشت ، و ديگرى را در گنجه و ايروان ، و سوم را در قلعهء مبارك‌آباد در استرآباد گذاشت . و بعد از آن بتدريج ديگران از اين طايفه هم باسترآباد آمدند و آنجا مانع تاخت‌وتاز تركمانان شدند ، و اگر آنها از نژاد تركان شرقى يعنى ازبكان و تركمانان بودند با ايشان مخالفت نمىكردند . آن‌گاه در ( ص 25 ) نوشته : در تاريخ ايران تنها از اواسط قرن دهم بكلمهء قاجار برمىخوريم و اين همان است كه در زبان مردم ايران ، قجر شده ، و حتى در تركيبات ديگر مانند سرقجرى بستن كه نوعى از آرايش موى زنان بوده ، و رقص قجرى به همين صورت مخفف آمده و اين خود دليل بر اين است كه دو ألف ممدودهء كلمهء قاجار در اصل بفتحه بيشتر نزديك بوده تا به حركت [ كذا ] ، انتهى . و مرحوم سيد جعفر آل بحر العلوم ( ره ) كتابى بنام « البحر الزخار در أنساب آل قاجار » تأليف نموده ، چنان‌كه در « الذريعة 3 : 40 شماره 84 » فرموده ، و تاكنون